مرتضى مطهرى

207

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است كه ما بگوييم راه چيست ؟ در اين باره هم حرفى ندارند . مىگويد هر دوره كه پيش بيايد خودش آنوقت نشان مىدهد كه دورهء بعد چيست ؛ يعنى محتواى تكامل را الآن نمىتوانيم مشخص كنيم . حال را نسبت به گذشته مىتوانيم حساب كنيم و مثلًا بگوييم آنچه امروز وجود دارد نسبت به گذشته كاملتر است اما الآن نمىتوانيم بگوييم در آينده چه بايد باشد تا از امروز كاملتر بشود . نمىتوانيم بگوييم [ آينده ] چيست ، خود آينده وقتى آمد مشخص مىكند . مثل يك قافله كه جلويش كاملًا تاريك است ، حتى قدم بعد را هم نمىداند چيست . يك وقت چراغ در دست انسان است ، دو قدم جلوتر را مىبيند بعد قدمش را مىگذارد ، و يك وقت هيچ جلويش را نمىبيند ، آن قدم را كه گذاشت خودش تكامل مىشود . محتوا چيست ؟ محتوا را بايد همان وقت برايمان معين كند كه چيست . و اين ، درماندن در تفسير تكامل است . اين ، نظريهء اين كتاب است كه همان‌طور كه تاريخ متكامل مىشود ، مورخ و نظريات او هم پا به پاى تاريخ متكامل مىشود و به تعبير صحيح‌تر فيلسوف تاريخ و نظرياتش هم تدريجاً متكامل مىشود . اشكالى كه هست اين است : ما كه اكنون نظر مىدهيم به تكامل تاريخ و تكامل نظريات فلسفى تاريخ ، از هم اكنون بايد مقياسى در دست داشته باشيم كه با آن مقياس بگوييم ايندو متكامل مىشود . دربارهء تاريخ مىتوانيم بگوييم كه در هر دوره طبق نظريات فلسفى آن دوره متكامل است ، ولى دربارهء خود آن نظريات چه معيارى هم اكنون داريم ؟ اگر امروز معيارى براى تكامل نظريات فلسفهء تاريخ داريم ، همان معيارها و يا مانند آنها مىتواند معيار تكامل تاريخ باشد . صرف اينكه نظريات بعدى در زمان بعد است نمىتواند معيار باشد ، زيرا اولًا خود مؤلف قائل به تراجع تاريخ است . ثانياً اگر چنين است باز هم ما نيازى به نظريات معيارى در آينده نداريم ، از هم اكنون مىگوييم تاريخ آينده چون متعلق به آينده است آيندگى و تأخّر زمانىاش مساوى است با تكاملش . اين ، نظريهء اين كتاب بود كه انتقاد شد . ولى ماركسيستها از هم اكنون خط سير آينده را تعيين مىكنند و آن رسيدن به جامعهء بىطبقه است . اما البته ماركسيسم كه قائل به تطوّر نظريات مطابق تطوّر اجتماع است ، نمىتواند چنين نظريه‌اى بدهد . در اين زمان براى زمان ديگر نظريه دادن ، ضد اصول ماركسيسم است . ما كه از طرفى قائل به تكامل تاريخ هستيم ، از طرف ديگر فكر و نظر را مشمول قوانين عمومى ماده نمىدانيم و از طرف ديگر تاريخ را نتيجهء سرشت متكامل انسان مىدانيم نه تكامل غيرقابل پيش بينى ابزار توليد ، به آسانى مىتوانيم آيندهء متكامل تاريخ را پيش بينى كنيم . اسماعيل خويى مصاحبه‌اى داشته است با شخصى به نام ضرّابى كه در آن ، اين دو نفر به جان هم افتاده‌اند . او اين مصاحبه را چاپ كرده است به نام جدال با مدعى . دو قسمت است ؛ يك بحث